
مبارزه طبقاتی؛ نیازمند حزب انقلابی است
بحث حزب انقلابی طبقهی کارگر یکی از موضوعات نظری و عملی مهم در مبارزات کمونیستی است. بحثِ حول موضوعِ حزب در بر گیرندهای مسائل مهمی؛

بحث حزب انقلابی طبقهی کارگر یکی از موضوعات نظری و عملی مهم در مبارزات کمونیستی است. بحثِ حول موضوعِ حزب در بر گیرندهای مسائل مهمی؛

حاکمیت طالبان پس از سه سال به بنبست و بحران جدی مواجه شده است، بحرانهایی که این بار طالبان را از درون و بیرون تهدید میکند. چهرههای مهم این جریان با اشکال مختلف نارضایتی خود را ابراز میکنند. نظام منحط طالبان بر سر یک دوراهی قرار دارد: یا باید با حداقل شرایط امروزی اعم از داخلی و بیرونی دمساز شود و یا شاهد فروپاشی و احتمالاً جنگ داخلی باشد.

در حکومت طالبان از سطح رهبری تا پایینترین مامور با صلاحیت و حتا افرادی که در جادههای داخل شهر و ایستگاههای تاکسیها و ماشینهای شهری و سرویسهای حمل و نقل، برای گرفتن پول از رانندگان توظیف شدهاند همه پشتون تبار هستند.
این سطح در نظام بروکراتیک حکومت طالبان، پایینتر بخش، محسوب میشود؛ اما در این بخش نیز افرادی از اقوام دیگر و طالبان غیر پشتون جایی ندارند. این چیدمان در حکومت طالبان به خوبی نشان میهد که قومیت و برتری قومی، جایگاه ویژه را در دستگاه حکومتی آنها دارد.
آنتونیو نگری، جامعه شناس و فیلسوف مبارز، در اول آگوست سال ۱۹۳۳ در پادوای ایتالیا به دنیا آمد و پس از پایان تحصیلات، در همان شهر به تدریس فلسفهی سیاسی مشغول شد. او بهعنوان یکی از مهمترین نظریهپردازان اتونويستها شناخته میشود.

جنبش روشنائی مانند هر جنبش اجتماعی دیگر در یک چشم انداز کلی تبارز یک پراتیک جمعی توده ها از پائین بوده تا مرز و امتیازات سیاسی و اجتماعی حاکم را به چالش کشیده و یکباردیگرآنرا از نو باز تعریف نماید. این جنبش درامتداد اعتراضات مشابه اتفاق افتاد که برای نخستین بار حکومت و گروههای حاکم را در یک مطالبه ترقیخواهانه بمیدان طلبیده است. جنبش روشنائی بمثابه یک جنبش از پائین و در چهارچوب یک استراتژی دفاعی پا بمیدان نهاد و یک حرکت که از آغاز با توجه به ترکیب رهبری و فعالین و نیزشرایط که در آن قرار داشته، حامل تناقضات و ویژه گیهای منحصربه فرد بوده است.

شکست اسلاميسم به مثابۀ يک جنبش اجتماعی مترادف با از ميان رفتن آن نيست. منظور از شکست يک جنبش اينست که جنبش در بسیج توده های وسيع حول اهداف سياسی خود ناتوان ميگردد و حرکت جمعی جايش را به تلاشهای گروهها و دسته های مجزا، مخالف و رقيب هم ميدهد. خلاصه جنبش شکست خورده از تحقق اهداف سياسی و اجتماعی خود در جامعه باز مانده و در نتيجه با تعديل اهداف و برنامه های خود، حاضر است در جهت حصول بخشی از آرمانهايش با گروهها و نيروهای ديگر دست به سازش زند.

با طولانیشدن جنگ و برتری احتمالی غرب در این منازعه، متحدین روسیه از جمله چین را منطقاً برای جلوگیری و تغییر سیر بازی قدرت به نحوی در روند جنگ دخیل خواهند کرد، زیرا با شکست روسیه، نوبت چین و دیگران فرا خواهد رسید. چین هماکنون به بهانهی تایوان و منازعه بر مناطق بحری، توسط امریکا و «ناتوی آسیایی» آن در معرض تهدید قرار دارد و چین با این صفآرایی احساس خطر میکند.

در نژادباوری فرهنگی ادعای برتری نژادی در پشت تمایزها و تفاوتهای فرهنگی، که در ظاهر بسیار طبیعی مینمایند، پنهان میگردد. «نخبههای سیاسی»، وسایل ارتباط جمعی، حتی شخصیتهای دارای دیدگاهها و «کرسی»های علمی و اکادمیک، تلاش میکنند تا این تفاوتها را هرچه برجستهتر و ژرفتر نشان دهند. به این وسیله، میخواهند قطببندیهایی بهوجود آورند که با آن یک گروه را از گروههای دیگر به گونهای جدا سازند که گویا هیچ پل ارتباطی بینشان وجود ندارد.




در حکومت طالبان از سطح رهبری تا پایینترین مامور با صلاحیت و حتا افرادی که در جادههای داخل شهر و ایستگاههای تاکسیها و ماشینهای شهری و سرویسهای حمل و نقل، برای گرفتن پول از رانندگان توظیف شدهاند همه پشتون تبار هستند.
این سطح در نظام بروکراتیک حکومت طالبان، پایینتر بخش، محسوب میشود؛ اما در این بخش نیز افرادی از اقوام دیگر و طالبان غیر پشتون جایی ندارند. این چیدمان در حکومت طالبان به خوبی نشان میهد که قومیت و برتری قومی، جایگاه ویژه را در دستگاه حکومتی آنها دارد.



حاکمیت طالبان پس از سه سال به بنبست و بحران جدی مواجه شده است، بحرانهایی که این بار طالبان را از درون و بیرون تهدید میکند. چهرههای مهم این جریان با اشکال مختلف نارضایتی خود را ابراز میکنند. نظام منحط طالبان بر سر یک دوراهی قرار دارد: یا باید با حداقل شرایط امروزی اعم از داخلی و بیرونی دمساز شود و یا شاهد فروپاشی و احتمالاً جنگ داخلی باشد.

در حکومت طالبان از سطح رهبری تا پایینترین مامور با صلاحیت و حتا افرادی که در جادههای داخل شهر و ایستگاههای تاکسیها و ماشینهای شهری و سرویسهای حمل و نقل، برای گرفتن پول از رانندگان توظیف شدهاند همه پشتون تبار هستند.
این سطح در نظام بروکراتیک حکومت طالبان، پایینتر بخش، محسوب میشود؛ اما در این بخش نیز افرادی از اقوام دیگر و طالبان غیر پشتون جایی ندارند. این چیدمان در حکومت طالبان به خوبی نشان میهد که قومیت و برتری قومی، جایگاه ویژه را در دستگاه حکومتی آنها دارد.
طراحی و توسعه: فرهاد فرهاد